برای آخرین بار
در ادامه، نکات کلیدی درباره برای آخرین بار را بررسی خواهیم کرد.
به نام خدای عشق و به نام خدای احساس کنارِ نرم نرم نوازش شعله های آبی یه گرمای مطبوع و تو دل یه پاییز سرد و بی روح تو خلوت تلخ و نفس گیر دلتنگی تو امتداد نگاه خسته یه عزیز مهربون نشستم سر گذر احساس ، نرسیده به کوی لیلا ، نبش کوچه بیقراری ، روبروی پلاک دربدری ، طبقه بی کران آوارگی ، به شکستن و غلاف کردن این قلم و این احساس می اندیشم... هر چه تقلا می کنم و دست و پا میزنم که بتونم تو سایه سار تبلور این دلتنگیها یکی رو صدا بزنم که به داد دل بیچارم برسه نمیشه که
برچسب:
نویسنده: یلدا جعفرینژاد
تاريخ: پنجشنبه
1 مرداد
1405 ساعت: 17:40